بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

450

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

كافران و تبرى نمودن از ايشان اقتداء نيكو بابراهيم وَ الَّذِينَ مَعَهُ و به آنان كه با او بودند از اهل ايمان إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ در وقتى كه گفتند ايشان مرقوم كفار خود را إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ بدرستى كه ما بيزاريم از شما وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ و از آنچه شما آن را ميپرستيد مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خداى تعالى كَفَرْنا بِكُمْ انكار كرديم شما را و معبودان شما را وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً و ظاهر شد ميان ما و ميان شما دشمنى بدل و دشمنى بضرب و قتل هميشه حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ تا آنكه ايمان آريد بخداى تعالى وَحْدَهُ در حالى كه آن خدا يكتا و يگانه است إِلَّا قَوْلَ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ استثناء از اسوهء حسنه است يعنى شما را اقتدا بابراهيم ضرور است مگر در گفتن ابراهيم مر پدر خود يعنى عم خود را لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ هر آينه طلب آمرزش خواهم كرد براى تو يعنى در طلب آمرزش براى كافران اقتدا بابراهيم مكنيد و چون استغفار ابراهيم مر عم خود را مشروط بايمان او بود از اينجا معلوم شد كه با وجود اين شرط نيز استغفار براى مشركين نتوان كرد و درين مقام تصريحى از علما ديده نشده و ميتواند كه مراد اين باشد كه ابراهيم قبل از ورود نهى طلب غفران براى عم كافر خود كرد اما شما بعد از ورود نهى اقتدا به او مكنيد و ابراهيم بعم خود گفت وَ ما أَمْلِكُ لَكَ و نيستم من مالك براى تو از عذاب و ثواب مِنَ اللَّهِ از خداى تعالى مِنْ شَيْءٍ هيچ چيز را بلكه همين قدرت بر استغفار دارم و بس اگر محلى بايمان شوى و بعد از تبرى خليل و قوم او از كفار قوم خود گفتند رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا اى پروردگار ما بر تو توكل كرديم و كارهاى خود را به تو واگذاشتيم وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا و بسوى تو بازگشتيم وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ و بسوى جزاى تست بازگشت همه و بعضى اين دعا را قول ابراهيم و تابعين او نگرفته‌اند بلكه گفته‌اند كه اين دعا و آنچه بعد ازين مىآيد تعليم حق تعالى است مر مؤمنين را رَبَّنا اى پروردگار ما لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا مگردان ما را آزمايش براى آنان كه نگرويدند يعنى كفار را مسلط بر ما